word - لغت

buckets || سطل ها

part of speech - بخش گفتار

plural noun || اسم جمع

spell - تلفظ

ˈbʌk·ɪts

UK :

US spell not find

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [buckets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buckets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buckets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buckets] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [buckets] در گوگل

description - توضیح

  • a great amount; a lot.


    مقدار زیادی؛ زیاد.

example - مثال

synonyms - مترادف

  • loads


    بارها

  • masses


    توده ها


  • مقدار زیادی

  • tonnesUK


    تن انگلستان

  • tonsUS


    تن آمریکا

  • heaps


    انبوه

  • stacks


    پشته ها

  • piles


    توده ها

  • scores


    امتیازات

  • oodles


    اودلز


  • فراوانی

  • mountains


    کوه ها

  • wads


    wads

  • basketfuls


    سبد

  • fistfuls


    مشت

antonyms - متضاد

  • ace


    آس


  • بیت

  • dab


    ضربه زدن

  • dram


    درام

  • driblet


    دریبلت

  • glimmer


    با روشنایی ضعیف تابیدن


  • تعداد انگشت شماری

  • hint


    اشاره


  • عدم

  • lick


    لیسیدن


  • مقدار کمی

  • mite


    کنه

  • mouthful


    قلنبه سلنبه

  • nip


    نیش زدن

  • ounce


    اونس