word - لغت

bucking || کوبیدن

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

bʌk

UK :

bʌk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bucking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucking] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bucking] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • pitching


    زمین زدن

  • rocking


    تکان دادن

  • lurching


    غوغایی

  • rolling


    متحرک

  • plunging


    غوطه ور شدن

  • tossing


    پرتاب کردن

  • listing


    فهرست کردن


  • حرکت - جنبش


  • جنبش

  • wobbling


    تکان خوردن


  • رول

  • swaying


    تاب خوردن

  • oscillation


    نوسان

  • lurch


    غوغایی

  • reeling


    چرخیدن

antonyms - متضاد

  • adhering


    پایبندی

  • conforming


    مطابقت دادن

  • agreeing


    موافق

  • bowing


    تعظیم

  • surrendering


    تسلیم شدن

  • capitulating


    تسلیم شدن