word - لغت

Budapest || بوداپست

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˌbjuː.dəˈpest

UK :

ˌbuː.dəˈpest

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [Budapest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Budapest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Budapest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Budapest] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [Budapest] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • She now lives in Budapest.


    او اکنون در بوداپست زندگی می کند.

  • He worked at opera houses in Budapest. Dresden. and Münster.


    او در خانه های اپرا در بوداپست کار می کرد. درسدن و مونستر

  • Like any self-respecting Budapest cafe. the menu is heavy on cakes.


    مانند هر کافه بوداپست که به خود احترام می گذارد. منو روی کیک سنگین است.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد