word - لغت

bulimia || بولیمیا

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bʊˈlɪm.i.ə

UK :

buːˈliː.mi.ə

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bulimia] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulimia] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulimia] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulimia] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulimia] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • This is bulimia. the eating disorder discussed earlier.


    این بولیمیا است. اختلال خوردن که قبلاً مورد بحث قرار گرفت.

synonyms - مترادف

  • bulimia nervosa


    پرخوری عصبی

  • hyperphagia


    هیپرفاژی

  • bulimarexia


    bulimarexia

  • polyphagia


    پلی فاژی

  • binge-vomit syndrome


    سندرم استفراغ پرخوری

  • bingingUS


    bingingUS

  • binge-purge syndrome


    سندرم بینج پاکسازی

  • bingeingUK


    بینگینگ انگلستان

  • malnutrition


    سوء تغذیه

  • famine


    قحطی

  • hunger


    گرسنگی

  • starvation


    گرسنگی

  • undernourishment


    سوء تغذیه

  • malnourishment


    سوء تغذیه

  • inanition


    بی حرکت

antonyms - متضاد