word - لغت

bulldoze || بولدوزه

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbʊl.dəʊz

UK :

ˈbʊl.doʊz

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bulldoze] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulldoze] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulldoze] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulldoze] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulldoze] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • demolishes


    تخریب می کند

  • flattens


    مسطح می کند

  • levels


    سطوح

  • razes


    را با خاک یکسان می کند

  • destroys


    تخریب می کند

  • clears


    پاک می کند

  • fells


    می افتد

  • drives


    درایوها

  • forces


    نیروها

  • knocks down


    زمین می زند

  • propels


    را به حرکت در می آورد

  • pulls down


    پایین می کشد

  • thrusts


    رانش ها

  • tears down


    پاره می کند


  • هدر می دهد

antonyms - متضاد

  • constructs


    سازه ها

  • builds


    می سازد

  • discourages


    دلسرد می کند

  • dissuades


    منصرف می کند

  • pulls


    می کشد

  • represses


    سرکوب می کند

  • leaves alone


    تنها می گذارد

  • eases


    آسان می کند