word - لغت

bulletin || بولتن

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbʊl.ə.tɪn

UK :

ˈbʊl.ə.t̬ɪn

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bulletin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulletin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulletin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulletin] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bulletin] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • an hourly news bulletin


    بولتن خبری ساعتی

  • The company publishes a weekly bulletin for its employees.


    این شرکت یک بولتن هفتگی برای کارکنان خود منتشر می کند.

  • The museum publishes a monthly bulletin about coming events.


    موزه یک بولتن ماهانه در مورد رویدادهای آینده منتشر می کند.

  • The company produces a weekly bulletin for its 33.000 employees.


    این شرکت یک بولتن هفتگی برای 33000 کارمند خود تولید می کند.

  • Every news bulletin has been dominated by this story.


    هر بولتن خبری تحت سلطه این داستان بوده است.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد


  • ساکت

  • concealment


    پنهان کاری

  • withdrawal


    برداشت از حساب

  • suppression


    سرکوب


  • راز

  • concealment


    پنهان کاری


  • راز

  • suppression


    سرکوب

  • withholding


    دریغ کردن

  • holding


    برگزاری

  • keeping


    نگه داشتن

  • retainment


    نگهداری

  • retention


    حفظ


  • نگه دارید


  • سخن، گفتار