word - لغت

bully || گردن کلفت

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbʊl.i

UK :

ˈbʊl.i

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bully] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bully] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • intimidator


    مرعوب کننده

  • persecutor


    آزار دهنده

  • oppressor


    ظالم

  • ruffian


    روفی

  • thug


    اراذل و اوباش


  • سخت است

  • antagonizer


    آنتاگونایزر

  • browbeater


    ابرو کوب

  • coercer


    زورگیر

  • tormentor


    شکنجه گر

  • bulldozer


    بولدوزر

  • bullyboy


    پسر قلدر

  • tormenter


    شکنجه گر

  • tyrant


    ظالم


  • سنگین

antonyms - متضاد

  • protector


    محافظ

  • defender


    مدافع


  • نگهبان

  • guardian


    نگهبان

  • custodian


    متولی

  • minder


    متذکر


  • قهرمان

  • bodyguard


    محافظ شخصی

  • caretaker


    سرایدار

  • angel


    فرشته

  • chaperone


    همراه

  • keeper


    نگهبان

  • wimp


    لمپ

  • coward


    ترسو

  • weakling


    ضعیف