word - لغت

bun || نان

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

bʌn

UK :

bʌn

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bun] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bun] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bun] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bun] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bun] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • pastry


    شیرینی

  • cruller


    سنگ شکن

  • Danish


    دانمارکی


  • نان

  • doughnutUK


    دونات UK

  • donutUS


    donutUS

  • muffin


    کلوچه

  • scone


    سنگ شکن

  • eclair


    اکلر


  • رول شیرین

  • dunker


    غواصی

  • sinker


    غرق کننده

  • churro


    چورو

  • tartlet


    تارتلت

  • pasty


    خمیری

antonyms - متضاد


  • پایین انجام دهید

  • down hairstyle


    مدل موی پایین