word - لغت

bundled || همراه

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

ˈbʌn.dəl

UK :

ˈbʌn.dəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bundled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bundled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bundled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bundled] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bundled] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • tied


    گره خورده است

  • packed


    بسته بندی شده

  • packaged


    بسته بندی شده

  • bound


    مقید شده است

  • bounden


    محدود شده است

  • packeted


    بسته بندی شده

  • parceledUS


    parceledUS

  • parcelledUK


    parcelledUK

  • wrapped


    پیچیده شده

  • wrapt


    پیچیده

  • baled


    عدل بندی شده

  • folded


    تا شده

  • furled


    پشمالو

  • rolled


    نورد

  • trussed


    خرپایی

antonyms - متضاد

  • undid


    لغو کرد

  • undone


    انجام نشده

  • detached


    جدا

  • disconnected


    قطع شده

  • dispersed


    پراکنده شد

  • divided


    تقسیم شده

  • loosed


    از دست داد

  • loosened


    شل شد

  • released


    منتشر شد

  • scattered


    پراکنده شده است

  • separated


    جدا از هم


  • انتشار دادن

  • uncovered


    بدون پوشش

  • unfastened


    بسته نشده

  • untied


    گشوده