word - لغت

bustling!#!شلوغ || not len

part of speech - بخش گفتار

adjective!#!صفت || not len

spell - تلفظ

ˈbʌs.lɪŋ

UK :

ˈbʌs.lɪŋ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [bustling!#!شلوغ] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • !#!


    not len

synonyms - مترادف


  • !مشغول

  • buzzing


    وزوز

  • crowded


    شلوغ

  • lively


    زنده


  • فعال

  • astir


    آستر


  • پر شده

  • swarming


    بستنی ندهید

  • energetic


    پر انرژی

  • humming


    زمزمه کردن

  • stirring


    هم زدن

  • vibrant


    پر جنب و جوش

  • rushing


    عجله

  • teeming


    شلوغ

  • thronged#end


    شلوغ

antonyms - متضاد

  • inactive


    !غیر فعال


  • خواب


  • مرده

  • lifeless


    بی جان

  • sleepy


    خواب آلود

  • deserted


    متروک


  • هنوز


  • ساکت


  • بی صدا

  • idle


    بیکار


  • آهسته. تدریجی

  • lazy


    تنبل

  • dreary


    دلگیر

  • spiritless


    بی روح

  • dull#end


    کدر