word - لغت

button || دکمه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈbʌt.ən

UK :

ˈbʌt̬.ən

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [button] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [button] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [button] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [button] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [button] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • گرفتن

  • clasp


    گیره

  • fastener


    بست

  • clip


    کلیپ

  • hook


    قلاب

  • stud


    گل میخ

  • fastening


    بست

  • hasp


    hasp


  • ارتباط دادن

  • toggle


    تغییر وضعیت

  • frog


    قورباغه

  • press stud


    گل میخ فشاری

  • buckle


    دست و پنجه نرم کردن


  • قفل کردن

  • pin


    سنجاق

antonyms - متضاد

  • undo


    لغو کردن

  • unfasten


    باز کردن

  • unfasten


    باز کردن


  • شل

  • loosen


    شل کردن


  • باز کن

  • unfix


    رفع مشکل

  • unloose


    باز کردن

  • unloosen


    باز کردن


  • اجازه

  • confuse


    گیج کردن


  • از بین رفتن

  • disconnect


    قطع شدن

  • discourage


    دلسرد کردن

  • disjoin


    جدا کردن