word - لغت

cable || کابل

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈkeɪ.bəl

UK :

ˈkeɪ.bəl

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [cable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cable] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cable] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • طناب

  • cord


    طناب

  • lace


    توری


  • خط


  • سیم


  • زنجیر


  • رشته


  • پسر

  • hawser


    دستفروش

  • lacing


    توری

  • bridle


    افسار

  • choker


    خفه کننده


  • ماندن

  • tow


    دویدن

  • towline


    سیم بکسل

antonyms - متضاد