word - لغت

cake!#!کیک || not len

part of speech - بخش گفتار

noun!#!اسم || not len

spell - تلفظ

keɪk

UK :

keɪk

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cake!#!کیک] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • tarts


    !تارت ها

  • fondants


    فوندانت

  • gateaux


    دروازه

  • souffles


    سوفله

  • cupcakes


    کیک های کوچک

  • kuchen


    کوچن

  • muffins


    کلوچه ها

  • puddings


    پودینگ ها

  • desserts


    دسرها

  • pastries


    شیرینی ها

  • pies


    پای

  • puffs


    خمیر هزارلا

  • rolls


    رول ها

  • lava cakes


    کیک های گدازه ای

  • carrot cakes#end


    کیک هویج

antonyms - متضاد

  • bears


    !خرس ها

  • beasts


    جانوران

  • chores


    کارهای خانه

  • headaches


    سردرد

  • killers


    قاتلان

  • laborsUS


    laborsUS

  • laboursUK


    laboursUK

  • murders


    قتل ها

  • pains


    دردها

  • stinkers


    متعفن ها

  • horror shows


    نمایش های ترسناک

  • sticky wickets


    دریچه های چسبنده

  • burdens


    بارها

  • grinds


    آسیاب می کند

  • impositions#end


    تحمیل می کند