calibration

base info - اطلاعات اولیه

calibration - تنظیم

noun - اسم

/ˌkælɪˈbreɪʃn/

UK :

/ˌkælɪˈbreɪʃn/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [calibration] در گوگل
description - توضیح

  • فرآیند بررسی یا تغییر جزئی یک ابزار یا ابزار به طوری که کاری را به درستی انجام دهد

  • a set of marks on an instrument or tool used for measuring, or the act of making these marks correct


    مجموعه ای از علائم بر روی یک ابزار یا ابزار مورد استفاده برای اندازه گیری، یا عمل درست کردن این علائم

  • the units of measurement marked on an instrument so that it can measure accurately


    واحدهای اندازه گیری علامت گذاری شده بر روی دستگاه به طوری که بتواند به دقت اندازه گیری کند

  • the process of checking a measuring instrument to see if it is accurate


    فرآیند بررسی یک ابزار اندازه گیری برای بررسی دقیق بودن آن

  • This is tedious but it does provide an absolute calibration on which other devices can be based.


    این خسته کننده است اما یک کالیبراسیون مطلق را ارائه می دهد که سایر دستگاه ها را می توان بر اساس آن استوار کرد.

  • High-precision calibration curves now exist which confirm the two features apparent in Suess's curve.


    منحنی های کالیبراسیون با دقت بالا اکنون وجود دارد که دو ویژگی آشکار در منحنی Suess را تایید می کند.

  • This is important because many devices for measuring low flow speeds in turn require calibration.


    این مهم است زیرا بسیاری از دستگاه‌ها برای اندازه‌گیری سرعت جریان پایین به نوبه خود نیاز به کالیبراسیون دارند.

  • However in the calibration model constant marginal operating costs were assumed.


    با این حال، در مدل کالیبراسیون، هزینه های عملیاتی حاشیه ای ثابت در نظر گرفته شد.

  • When a sample with an unknown level of that element is analysed its concentration can be plotted on the calibration curve.


    هنگامی که نمونه ای با سطح نامعلومی از آن عنصر تجزیه و تحلیل می شود، غلظت آن را می توان بر روی منحنی کالیبراسیون رسم کرد.

  • But as soon as they had completed their calibration, Williams and Jeanloz began squeezing samples of iron in the diamond anvil.


    اما به محض اینکه کالیبراسیون خود را کامل کردند، ویلیامز و جینلوز شروع به فشردن نمونه های آهن در سندان الماس کردند.


  • این کالیبراسیون باید همیشه میزان هزینه پرداختی را در نظر بگیرد.

example - مثال
  • a calibration error


    یک خطای کالیبراسیون

  • The dial has calibrations from 1 to 5.


    صفحه دارای کالیبراسیون از 1 تا 5 است.

  • A fine catheter with 10-mm calibrations was inserted by the surgeon.


    یک کاتتر خوب با کالیبراسیون 10 میلی متری توسط جراح وارد شد.

  • At the rear of the heating element is a temperature control dial with calibrations from 1 to 5.


    در قسمت پشتی المنت گرمایشی یک صفحه کنترل دما با کالیبراسیون های 1 تا 5 وجود دارد.

  • We have a metrology lab for instrument calibration and repair.


    ما یک آزمایشگاه مترولوژی برای کالیبراسیون و تعمیر ابزار داریم.

  • The terminal display leads the operator through the calibration.


    صفحه نمایش ترمینال اپراتور را از طریق کالیبراسیون هدایت می کند.

synonyms - مترادف

  • تنظیم


  • تنظیمات

  • tuning


    مقررات


  • استانداردسازی انگلستان

  • standardisationUK


    استانداردسازی ایالات متحده

  • standardizationUS


    تصحیح

  • correction


    تنظیم کننده

  • regulating


    هماهنگی

  • coordination


    هم ترازی

  • alignment


    عصر


  • صاف کردن

  • straightening up


antonyms - متضاد
  • ignorance


    جهل

  • thinness


    لاغری

  • unimportance


    بی اهمیتی

لغت پیشنهادی

bastardize

لغت پیشنهادی

duck

لغت پیشنهادی

investor