word - لغت

cast || قالب

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

kɑːst

UK :

kæst

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [cast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cast] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cast] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • پرت كردن


  • پرتاب کردن

  • fling


    پرت کردن

  • hurl


    پرتاب کردن

  • chuck


    دور انداختن


  • راه اندازی


  • گام صدا

  • heave


    بالا بردن

  • lob


    لوب

  • sling


    زنجیر

  • catapult


    منجنیق

  • dash


    خط تیره


  • پروژه


  • ارسال

  • propel


    سوق دادن

antonyms - متضاد


  • گرفتن

  • dissuade


    منصرف کردن


  • جمع آوری


  • نگاه داشتن


  • دريافت كردن

  • repress


    سرکوب کردن


  • متوقف کردن


  • گرفتن


  • نگه دارید


  • از بین رفتن

  • raze


    با خاک یکسان کردن


  • تمام کردن


  • جمع آوری کنید


  • جمع آوری

  • conceal


    پنهان کردن، پوشاندن