caucus

base info - اطلاعات اولیه

caucus - گروه

noun - اسم

/ˈkɔːkəs/

UK :

/ˈkɔːkəs/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [caucus] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • 20 states will hold precinct caucuses on Tuesday to choose delegates to the parties’ national conventions.


    20 ایالت روز سه شنبه برای انتخاب نمایندگان در کنوانسیون های ملی احزاب، جلساتی را برگزار خواهند کرد.


  • گروه سیاه پوستان کنگره

  • The new Senator has expressed her intention to join the Women's Caucus and the Progressive Caucus.


    سناتور جدید قصد خود را برای پیوستن به گروه زنان و گروه پیشرو ابراز کرده است.

  • During a private caucus last Wednesday, more than 200 G.O.P. lawmakers argued for four hours over the proposal.


    در جریان یک گردهمایی خصوصی در چهارشنبه گذشته، بیش از 200 G.O.P. قانونگذاران به مدت چهار ساعت بر سر این پیشنهاد بحث کردند.

  • The initial selection is made, not by the electorate, but by party caucuses or committees.


    انتخاب اولیه، نه توسط رای دهندگان، بلکه توسط گروه ها یا کمیته های حزبی انجام می شود.

  • The Senate was tied 49-49 between the two parties, with two independents caucusing with the Democrats.


    سنا بین دو حزب با امتیاز 49 بر 49 مساوی بود و دو نماینده مستقل با دموکرات‌ها به رقابت پرداختند.

  • Both parties caucused to plan their strategies, then returned to the bargaining table.


    هر دو طرف برای برنامه‌ریزی استراتژی‌های خود جمع شدند، سپس به میز مذاکره بازگشتند.

  • He and his 18-year-old daughter both caucused for Obama.


    او و دختر 18 ساله‌اش هر دو برای اوباما در جمع اعضای حزب حضور داشتند.

  • He added that his caucus would fight to restore the governor's health care plan.


    وی افزود که هیئت وی برای احیای طرح مراقبت صحی والی مبارزه خواهد کرد.

  • The amendment would have eliminated the party caucus system for choosing candidates.


    این اصلاحیه سیستم جمعی حزبی برای انتخاب نامزدها را حذف می کرد.

synonyms - مترادف
  • assembly


    مونتاژ


  • قرارداد


  • ملاقات

  • conclave


    کنفرانس

  • congress


    کنگره

  • get-together


    با هم بودن


  • جلسه


  • جمع آوری

  • gathering


    مذاکره کردن

  • parley


    جماعت

  • congregation


    تشکیل جلسه

  • convocation


    شورا


  • تجمع

  • rally


    هوی

  • hui


    رانگا

  • runanga


    سینود

  • synod


    کمیته


  • انجمن

  • forum


    سمپوزیوم

  • symposium


    واو

  • powwow


    اجلاس - همایش


  • سمینار


  • جمع شدن

  • seminar


    رژیم غذایی

  • huddle


    مجموعه


  • گفتگو

  • assemblage


    confab

  • colloquium


    گردهمایی

  • confab


    گردآوری

  • concourse


  • ingathering


antonyms - متضاد

  • توافق

  • conformity


    مطابقت

  • entirety


    تمامیت


  • شخصی


  • صلح


  • جمع

  • unity


    وحدت


  • کل


  • تقسیم

  • calm


    آرام

  • separation


    جدایش، جدایی

لغت پیشنهادی

nod

لغت پیشنهادی

atlas

لغت پیشنهادی

pylons