word - لغت

cell || سلول

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

sel

UK :

sel

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [cell] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cell] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cell] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cell] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [cell] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • زندان

  • dungeon


    سیاه چال

  • lockup


    قفل کردن

  • coop


    قفس

  • pen


    خودکار


  • نگه دارید

  • oubliette


    اوبلیت

  • bastille


    باستیل

  • cage


    قفس

  • bullpen


    گاو نر


  • نگاه داشتن


  • مخزن

  • peter


    پیتر

  • crypt


    دخمه

  • lock-up


    قفل کردن

antonyms - متضاد

  • bulge


    برآمدگی

  • camber


    کمبر

  • convexity


    تحدب

  • jut


    پرت کردن

  • projection


    طرح ریزی

  • protrusion


    برآمدگی

  • protuberance


    برآمدگی

  • closure


    بسته

  • continuation


    ادامه

  • misfortune


    بد شانسی


  • جامد

  • disassociation


    تفکیک

  • disunion


    جدایی


  • تقسیم

  • separation


    جدایش، جدایی