ترجمه
حذف

chairman

رئيس هیئت مدیره

noun

اسم

UK : ˈtʃeə.mən

US : ˈtʃer.mən

google image of chairman

chairman image / تصویر
chairman image / تصویر
chairman image / تصویر
chairman image / تصویر
chairman image / تصویر

Description of chairman

SENTENCE of chairman

  • opposite of

  • follower

  • دنباله رو

  • supporter

  • حامی

  • employee

  • کارمند

  • disciple

  • شاگرد

  • member

  • عضو

  • apostle

  • رسول

  • servant

  • خدمتگزار

  • bootlicker

  • چکمه خوار

  • lackey

  • لاکی

  • minion

  • مینیون

  • sidekick

  • شخص همکار و زیردست

  • pupil

  • شاگرد

  • participant

  • شرکت کننده

  • vassal

  • رعیت

  • protege

  • تحت حمایت

  • synonyms of

  • chairperson

  • رئیس

  • speaker

  • گوینده

  • moderator

  • ناظم

  • chair

  • صندلی

  • prolocutor

  • دادستان

  • presider

  • رئیس

  • MC

  • MC

  • spokesman

  • سخنگوی

  • spokesperson

  • سخنگو

  • convener

  • همایش

  • monitor

  • نظارت کنید

  • chairwoman

  • رئیس

  • toastmaster

  • توست مستر

  • introducer

  • معرفی کننده

  • shop steward

  • مباشر مغازه

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی