ترجمه
حذف

circumstance

چگونگی، امر، تفصیل، شرایط محیط، پیش امد، شرح

noun

اسم

UK : ˈsɜː.kəm.stɑːns

US : ˈsɝː.kəm.stæns

google image of circumstance

circumstance image / تصویر
circumstance image / تصویر
circumstance image / تصویر
circumstance image / تصویر
circumstance image / تصویر

Description of circumstance

SENTENCE of circumstance

  • The new circumstances compelled a change in policy.

  • شرایط جدید باعث تغییر سیاست شد.

  • An unfortunate conjunction of circumstances led to his downfall.

  • ترکیب ناگوار شرایط منجر به سقوط او شد.

  • I`d planned a romantic evening together. but circumstances conspired against it - friends arrived unexpectedly and then Dave was called out to an emergency.

  • یک شب عاشقانه با هم برنامه ریزی کرده بودم. اما شرایط بر ضد آن توطئه کردند - دوستان به طور غیرمنتظره ای آمدند و سپس دیو به یک اورژانس فراخوانده شد.

  • The circumstances of her death have been hotly disputed.

  • شرایط مرگ او به شدت مورد مناقشه بوده است.

  • His tact was exemplary. especially considering the circumstances.

  • درایت او مثال زدنی بود. به خصوص با توجه به شرایط

  • opposite of

  • nothing

  • هیچ چیزی

  • non-event

  • بدون رویداد

  • diddly

  • به طرز عجیبی

  • naught

  • هیچ

  • nix

  • nix

  • nought

  • هیچ

  • zero

  • صفر

  • zip

  • زیپ

  • zippo

  • zippo

  • zilch

  • زیلچ

  • not anything

  • نه چیزی

  • nonevent

  • بدون رویداد

  • nonissue

  • غیر موضوعی

  • letdown

  • ناامیدی

  • anticlimax

  • ضد اوج

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی