ترجمه
حذف

coach

مربی ورزشی

noun

اسم

UK : kəʊtʃ

US : koʊtʃ

google image of coach

coach image / تصویر
coach image / تصویر
coach image / تصویر
coach image / تصویر
coach image / تصویر

Description of coach

SENTENCE of coach

  • opposite of

  • player

  • بازیکن

  • pupil

  • شاگرد

  • student

  • دانشجو

  • novice

  • تازه کار

  • apprentice

  • شاگرد کارآموز

  • trainee

  • کارآموز

  • learner

  • یادگیرنده

  • beginner

  • مبتدی

  • disciple

  • شاگرد

  • undergraduate

  • کارشناسی

  • protege

  • تحت حمایت

  • scholar

  • محقق

  • mentee

  • منتهی

  • attendant

  • خدمتکار

  • graduate

  • فارغ التحصیل

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی