ترجمه
حذف

coast

ساحل

noun

اسم

UK : kəʊst

US : koʊst

google image of coast

coast image / تصویر
coast image / تصویر
coast image / تصویر
coast image / تصویر
coast image / تصویر

Description of coast

SENTENCE of coast

  • opposite of

  • interior

  • داخلی

  • middle

  • وسط

  • centerUS

  • مرکز ایالات متحده

  • centreUK

  • مرکز انگلستان

  • inland

  • داخلی

  • back-country

  • خارج از کشور

  • backland

  • سرزمین پشتی

  • boondock

  • غارت

  • heartland

  • هارتلند

  • hinterland

  • سرزمین داخلی

  • inland

  • داخلی

  • midland

  • میدلند

  • upcountry

  • بالا کشور

  • struggle

  • تقلا

  • flounder

  • دست و پا کردن

  • synonyms of

  • beach

  • ساحل دریا

  • seaboard

  • ساحل

  • shore

  • ساحل

  • coastline

  • خط ساحلی

  • seaside

  • دریا کنار

  • strand

  • رشته

  • littoral

  • ساحلی

  • seashore

  • ساحل دریا

  • shoreline

  • خط ساحلی

  • border

  • مرز

  • foreshore

  • پیش از ساحل

  • sand

  • شن

  • sands

  • ماسه ها

  • waterside

  • کنار آب

  • coastal region

  • منطقه ساحلی

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی