word - لغت

coat || کت

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

kəʊt

UK :

koʊt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [coat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coat] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coat] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • fur


    خز


  • مو

  • wool


    پشم

  • fleece


    پشم گوسفند


  • پوست


  • پنهان شدن

  • pelt


    پوست انداختن


  • ژاکت

  • pelage


    پلاژ


  • توده

  • fell


    سقوط

  • ectoderm


    اکتودرم

  • epidermis


    اپیدرم

  • felt


    نمد

  • husk


    پوسته

antonyms - متضاد


  • فاش کردن


  • نوار

  • uncover


    برملا کردن

  • decolorize


    رنگ زدایی

  • whiten


    سفید کردن


  • پیوستن


  • ترکیب کردن


  • كاهش دادن

  • harm


    صدمه


  • نزول کردن


  • نوار

  • abrade


    سایش

  • peel


    پوست کندن

  • scrape


    خراش دادن

  • scratch


    خراش