coded

base info - اطلاعات اولیه

coded - کدگذاری شده

adjective - صفت

/ˈkəʊdɪd/

UK :

/ˈkəʊdɪd/

US :

family - خانواده
code
کد
coding
کد نویسی
google image
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coded] در گوگل
description - توضیح
  • coded information uses a system of words, letters, or symbols instead of ordinary writing so that it can only be understood by someone else who knows the system


    اطلاعات رمزگذاری شده به جای نوشتن معمولی از سیستمی از کلمات، حروف یا نمادها استفاده می کند تا فقط توسط شخص دیگری که سیستم را می شناسد قابل درک باشد.

  • having a set of numbers, letters, or symbols to show what something is or give information about it


    داشتن مجموعه ای از اعداد، حروف یا نمادها برای نشان دادن چیستی چیزی یا دادن اطلاعات در مورد آن

  • coded language expresses your opinion in an indirect way because it will probably offend someone


    زبان رمزی نظر شما را به صورت غیرمستقیم بیان می کند زیرا احتمالاً باعث آزار کسی می شود

  • coded sounds or signals can only be understood by special machines


    صداها یا سیگنال های رمزگذاری شده را فقط می توان توسط ماشین های خاص درک کرد

  • written or sent in code


    به صورت کد نوشته یا ارسال شده است

  • That is to say is it a coded account of its own contradictions that come out in reading?


    یعنی آیا این یک گزارش رمزی از تناقضات خودش است که در خواندن ظاهر می شود؟

  • These codes are then inserted in each of the sense definitions to create a corpus of coded definitions.


    سپس این کدها در هر یک از تعاریف معنا وارد می شوند تا مجموعه ای از تعاریف رمزگذاری شده ایجاد شود.

  • Beatrice's column provides a coded guide to their affair.


    ستون بئاتریس یک راهنمای رمزگذاری شده برای رابطه آنها ارائه می دهد.

  • You won't see all this fancy formatting on your document; it's all carried out by coded instructions.


    شما این همه قالب بندی فانتزی را در سند خود نخواهید دید. این همه با دستورالعمل های کدگذاری شده انجام می شود.

  • The report was brief no more than a single line of coded message yet it was significant.


    گزارش مختصر بود، بیشتر از یک خط پیام رمزگذاری شده نبود، اما قابل توجه بود.

  • One room could be filled entirely with keyboards, which operated by punching coded perforations on to a roll of paper ribbon.


    یک اتاق را می‌توان به طور کامل با صفحه‌کلید پر کرد که با سوراخ کردن سوراخ‌های رمزگذاری‌شده روی یک رول روبان کاغذی کار می‌کرد.

  • These transmit coded signals containing information from highly accurate atomic clocks on board.


    این سیگنال‌های رمزگذاری‌شده حاوی اطلاعات ساعت‌های اتمی بسیار دقیق روی هواپیما را ارسال می‌کنند.

example - مثال

  • اخطار رمزگذاری شده بمب در فرودگاه

  • There was coded criticism of the government from some party members.


    انتقادات رمزگذاری شده ای از دولت از سوی برخی از اعضای حزب وجود داشت.

  • a coded message/warning


    یک پیام/اخطار رمزگذاری شده

synonyms - مترادف
  • programmed


    برنامه ریزی شده

  • compiled


    تدوین شده است

  • computed


    محاسبه شده است

  • processed


    فرآوری شده

  • wrote software


    نرم افزار نوشت

  • written software


    نرم افزار نوشته شده

antonyms - متضاد
  • dysphemistic


    ناخوشایند

لغت پیشنهادی

anointed

لغت پیشنهادی

journey

لغت پیشنهادی

ferocious