word - لغت

coffee || قهوه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈkɒf.i

UK :

ˈkɑː.fi

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [coffee] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffee] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffee] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffee] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coffee] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • java


    جاوا

  • café


    کافه

  • espresso


    اسپرسو

  • joe


    جو

  • latte


    لاته

  • brew


    دم کردن

  • caffeine


    کافئین

  • cappuccino


    کاپوچینو

  • decaf


    بدون کافئین

  • demitasse


    demitasse

  • ink


    جوهر

  • mocha


    موکا

  • mud


    گل و لای

  • perk


    امتیاز

  • cuppa


    فنجان

antonyms - متضاد

  • calmative


    آرام بخش

  • decaf


    بدون کافئین

  • downer


    پایین تر

  • sedative


    آرام بخش

  • opiate


    مواد افیونی

  • narcotic


    مواد مخدر

  • anodyne


    آنودین

  • analgesic


    ضد درد

  • tranquillizerUK


    آرام بخش انگلستان


  • دارو

  • hypnotic


    خواب آور

  • dope


    پیش بینی کردن

  • bummer


    آزاردهنده


  • بکشید

  • tranquilliserUK


    آرام بخش انگلستان