coins

base info - اطلاعات اولیه

coins - سکه ها

N/A - N/A

kɔɪn

UK :

kɔɪn

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [coins] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a 10p/ten pence coin


    یک سکه 10p/10 پنسی

  • a pound coin


    یک سکه پوند

  • gold coins


    سکه های طلا

  • I asked for £10 in 20p coins.


    من 10 پوند در سکه های 20p درخواست کردم.

  • Allen Ginsberg coined the term flower power.


    آلن گینزبرگ اصطلاح قدرت گل را ابداع کرد.

  • Farmers were coining it at that time thanks to high wheat prices.


    کشاورزان در آن زمان به دلیل قیمت بالای گندم، آن را درست می کردند.

  • Let’s flip a coin to see who goes first.


    بیایید یک سکه ورق بزنیم تا ببینیم چه کسی اول می رود.

  • He fished about in his pockets, taking out a handful of coins.


    او در جیب هایش ماهیگیری کرد و مشتی سکه بیرون آورد.

  • Kraft coined the term middle America in the 1960s.


    کرافت اصطلاح «آمریکای میانه» را در دهه 1960 ابداع کرد.

  • a 10p/ten-cent/pound coin


    یک سکه 10p/ده سنت/پوندی

  • I always keep a few coins in the car to pay for parking.


    من همیشه برای پرداخت هزینه پارکینگ چند سکه در ماشین نگه می دارم.

  • He gave me $10, all in coins.


    او به من 10 دلار داد، همه آن ها به صورت سکه.

  • Thieves stole nearly €300 in coin.


    سارقان نزدیک به 300 یورو سکه سرقت کردند.

  • A new 50 pence piece was coined to commemorate the poet's bicentennial.


    قطعه 50 پنی جدیدی برای بزرگداشت دویستمین سالگرد این شاعر ساخته شد.

  • With prices so high the major oil companies are coining it as never before.


    با قیمت‌های بسیار بالا، شرکت‌های بزرگ نفتی آن را بی‌سابقه به‌کار می‌برند.

  • The banks coined it in last year.


    بانک ها آن را در سال گذشته ابداع کردند.

synonyms - مترادف

  • تغییر دادن


  • پول نقد


  • تغییر سست


  • تغییر کوچک

  • coinage


    ضرب سکه


  • نقره

  • specie


    گونه


  • پول


  • سبز

  • dough


    خمیر

  • moolah


    مولا

  • loot


    غارت کردن

  • currency


    واحد پول

  • lucre


    سود

  • coin


    سکه

  • bucks


    دلار


  • نان

  • shekels


    مثقال

  • tender


    مناقصه

  • moola


    چیپس

  • chips


    مورد نیاز

  • needful


    طلا


  • آب نبات چوبی

  • lolly


    sheqels

  • sheqels


    پلف

  • pelf


    خراش

  • scratch


    جک

  • jack


    خوراک مرغ


  • کلم

  • cabbage


    کلم پیچ

  • kale


antonyms - متضاد
  • cheque


    بررسی


  • اعتبار


  • بدهی

لغت پیشنهادی

terms

لغت پیشنهادی

films

لغت پیشنهادی

presidential