coins
coins - سکه ها
N/A - N/A
UK :
US :
یک قطعه فلز کوچک و گرد، معمولاً نقره ای یا مسی رنگ که به عنوان پول استفاده می شود
پول به شکل سکه های فلزی
ابداع یک کلمه یا عبارت جدید، یا استفاده از آن به روشی خاص برای اولین بار
به سرعت درآمد زیادی کسب کنید
a small flat round piece of metal used as money with a number showing its value and often a decorative picture
یک قطعه فلزی کوچک، مسطح و گرد که به عنوان پول مورد استفاده قرار می گیرد، با عددی که ارزش آن را نشان می دهد و اغلب یک تصویر تزئینی است.
اختراع یا اولین کسی باشد که از یک کلمه یا عبارت جدید استفاده می کند
یک تکه فلز گرد کوچک، معمولاً نقره ای یا به رنگ قرمز قهوه ای که به عنوان پول استفاده می شود
برای تولید پول به شکل سکه
برای به دست آوردن سریع پول زیاد
a 10p/ten pence coin
یک سکه 10p/10 پنسی
یک سکه پوند
gold coins
سکه های طلا
من 10 پوند در سکه های 20p درخواست کردم.
آلن گینزبرگ اصطلاح قدرت گل را ابداع کرد.
کشاورزان در آن زمان به دلیل قیمت بالای گندم، آن را درست می کردند.
بیایید یک سکه ورق بزنیم تا ببینیم چه کسی اول می رود.
او در جیب هایش ماهیگیری کرد و مشتی سکه بیرون آورد.
کرافت اصطلاح «آمریکای میانه» را در دهه 1960 ابداع کرد.
a 10p/ten-cent/pound coin
یک سکه 10p/ده سنت/پوندی
من همیشه برای پرداخت هزینه پارکینگ چند سکه در ماشین نگه می دارم.
او به من 10 دلار داد، همه آن ها به صورت سکه.
سارقان نزدیک به 300 یورو سکه سرقت کردند.
قطعه 50 پنی جدیدی برای بزرگداشت دویستمین سالگرد این شاعر ساخته شد.
با قیمتهای بسیار بالا، شرکتهای بزرگ نفتی آن را بیسابقه بهکار میبرند.
بانک ها آن را در سال گذشته ابداع کردند.
تغییر دادن
پول نقد
تغییر سست
تغییر کوچک
coinage
ضرب سکه
نقره
specie
گونه
پول
سبز
dough
خمیر
moolah
مولا
loot
غارت کردن
currency
واحد پول
lucre
سود
coin
سکه
bucks
دلار
نان
shekels
مثقال
tender
مناقصه
moola
چیپس
chips
مورد نیاز
needful
طلا
آب نبات چوبی
lolly
sheqels
sheqels
پلف
pelf
خراش
scratch
جک
jack
خوراک مرغ
کلم
cabbage
کلم پیچ
kale
