ترجمه
حذف

collapse

سقوط - فروپاشی

verb

فعل

UK : kəˈlæps

US : kəˈlæps

google image of collapse

collapse image / تصویر
collapse image / تصویر
collapse image / تصویر
collapse image / تصویر
collapse image / تصویر

Description of collapse

SENTENCE of collapse

  • synonyms of

  • destruction

  • تخریب

  • crash

  • تصادف در

  • crumbling

  • در حال فرو ریختن

  • disintegration

  • تجزیه

  • breakdown

  • درهم شکستن

  • wreck

  • خراب کردن

  • wrecking

  • ویران کردن

  • cropper

  • زراعت کن

  • perishing

  • در حال نابودی

  • ruin

  • خراب کردن

  • ruination

  • تباهی

  • buckling

  • کمانش

  • catastrophe

  • فاجعه

  • crackup

  • کراکاپ

  • crumpling

  • مچاله کردن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی