collections
collections - مجموعه ها
N/A - N/A
UK :
US :
گروهی از اشیاء از یک نوع که توسط یک نفر یا در یک مکان جمع آوری شده است
مقدار پولی که از چند نفر جمع آوری می شود یا عمل جمع آوری پول
خیلی چیزها یا افراد
مجموعه ای از لباس های جدید تولید شده توسط یک طراح لباس
عمل برداشتن چیزی از یک مکان
پولی که مردم برای یک هدف خاص، یک فرد نیازمند یا یک سازمان می دهند
عمل یا کار برداشتن چیزی از یک مکان
فعالیت جمع آوری پولی که بدهکار است یا پول جمع آوری شده
عمل ترتیب دادن مبلغی که روی چک نوشته شده است از حساب بانکی پرداخت شود
فرآیند گردآوری اطلاعات از مکان های مختلف
گروهی از اشیاء که شخصی به عنوان سرگرمی یا سرمایه گذاری جمع آوری کرده است
یک مجموعه هنری خصوصی
a valuable stamp collection
یک مجموعه تمبر ارزشمند
We're having a collection for Tom's retirement present.
ما مجموعه ای برای هدیه دوران بازنشستگی تام داریم.
کلکسیونی از مسواک در حمام وجود دارد.
Kenzo's summer/winter collection
مجموعه تابستان/زمستان کنزو
عکس ها بعد از ظهر سه شنبه برای جمع آوری آماده می شوند.
جمع آوری زباله کدام روز است؟
سه مجموعه در روز از صندوق پست در گوشه وجود دارد.
We’re taking (up) a collection for his retirement gift (= getting money from people who want to give it).
ما مجموعه ای را برای هدیه بازنشستگی او (= دریافت پول از افرادی که می خواهند آن را بدهند) می گیریم.
زمانی که کالای شما آماده جمع آوری شد به شما اطلاع خواهیم داد.
مسئول جمع آوری زباله کدام مقام دولتی است؟
هفته گذشته، دولت گزارش داد که جمع آوری مالیات 11.5 درصد برای این سال مالی افزایش یافته است.
من درگیر امور مالی و جمع آوری اجاره هستم.
بانک های فدرال رزرو خدمات جمع آوری چک را به مؤسسات سپرده گذاری ارائه می دهند.
ما نرم افزار و محصولات بارکد را برای جمع آوری داده ها می سازیم.
an antiques/book/coin, etc. collection
مجموعه عتیقه / کتاب / سکه و غیره
accumulation
انباشت
heaps
پشته ها
hoards
انبارها
جرم
piles
توده ها
stores
مغازه ها
gatherings
گردهمایی ها
stockpiles
بانک ها
banks
مجموعه ها
sets
موجودی
stacks
ساخت یو پی اس
انبوهی
build-ups
استخرها
plethoras
اقلام تعهدی
pools
تجمعات
accruals
انباشته شدن
agglomerations
آرایه ها
amassment
مجموعه
arrays
خوشه ها
assemblage
گروه ها
clusters
مقدار زیادی
cumulations
ذخیره
groups
مخازن
سنگدانه ها
reserve
دسته ها
reservoirs
accretions
aggregates
aggregations
batches
bunches
تقسیم
individuals
اشخاص حقیقی
separation
جدایش، جدایی
