ترجمه
حذف

combine

ترکیب کردن

verb

فعل

UK : kəmˈbaɪn

US : kəmˈbaɪn

google image of combine

combine image / تصویر
combine image / تصویر
combine image / تصویر
combine image / تصویر
combine image / تصویر

Description of combine

SENTENCE of combine

  • opposite of

  • separate

  • جداگانه، مجزا

  • divide

  • تقسیم کنید

  • unmix

  • مخلوط کردن

  • uncombine

  • ترکیب نکردن

  • disconnect

  • قطع شدن

  • dissociate

  • جدا کردن

  • detach

  • جدا کردن

  • divorce

  • طلاق

  • dissolve

  • حل کردن

  • sever

  • جداسازی

  • unfasten

  • باز کردن

  • break down

  • درهم شکستن

  • break up

  • شکستن

  • part

  • بخش

  • disjoin

  • جدا کردن

  • synonyms of

  • amalgamate

  • آمیخته شدن

  • integrate

  • ادغام کردن

  • blend

  • مخلوط کردن

  • fuse

  • فیوز

  • incorporate

  • گنجاندن

  • merge

  • ادغام

  • mix

  • مخلوط کردن

  • marry

  • ازدواج کن

  • meld

  • مخلوط کردن

  • compound

  • ترکیب

  • homogeniseUK

  • همگنی انگلستان

  • homogenizeUS

  • همگن کردن ایالات متحده

  • bind

  • بستن

  • bond

  • رابطه، رشته

  • coalesce

  • یکی شدن

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی