ترجمه
حذف

commission

کمیسیون

verb

فعل

UK : kəˈmɪʃ.ən

US : kəˈmɪʃ.ən

google image of commission

commission image / تصویر
commission image / تصویر
commission image / تصویر
commission image / تصویر
commission image / تصویر

Description of commission

SENTENCE of commission

  • opposite of

  • increase

  • افزایش دادن

  • whole

  • کل

  • juncture

  • نقطه اتصال

  • discharge

  • تخلیه

  • dismissal

  • اخراج

  • dismission

  • اخراج

  • expulsion

  • اخراج

  • firing

  • شلیک کردن

  • gunfire

  • تیراندازی

  • shot

  • شلیک کرد

  • shooting

  • تیراندازی کردن

  • blasting

  • انفجار

  • shots

  • عکس ها

  • rejection

  • طرد شدن

  • keeping

  • نگه داشتن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی