ترجمه
حذف

commit

مرتکب شدن

verb

فعل

UK : kəˈmɪt

US : kəˈmɪt

google image of commit

commit image / تصویر
commit image / تصویر
commit image / تصویر
commit image / تصویر
commit image / تصویر

Description of commit

SENTENCE of commit

  • opposite of

  • abstain

  • خودداری کنند

  • behave

  • رفتار کردن

  • cease

  • دست کشیدن

  • compliment

  • تعریف و تمجید

  • desist

  • دست کشیدن

  • end

  • پایان

  • fail

  • مردود شدن

  • idle

  • بیکار

  • leave

  • ترک کردن

  • loaf

  • نان

  • miss

  • از دست دادن

  • neglect

  • بی توجهی

  • obey

  • اطاعت کن

  • rest

  • باقی مانده

  • stop

  • متوقف کردن

  • synonyms of

  • perform

  • انجام دادن

  • execute

  • اجرا کردن

  • perpetrate

  • مرتکب شدن

  • accomplish

  • انجام دهد

  • do

  • انجام دادن

  • enact

  • وضع

  • achieve

  • رسیدن

  • compass

  • قطب نما

  • effect

  • اثر

  • effectuate

  • مؤثر کردن

  • fulfilUK

  • برآورده کردن

  • fulfillUS

  • برآورده کردن US

  • make

  • ساختن

  • negotiate

  • مذاکره کنند

  • prosecute

  • تحت تعقیب قرار دادن

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی