ترجمه
حذف

complex

مجتمع

adjective

صفت

UK : ˈkɒm.pleks

US : kəmˈpleks

google image of complex

complex image / تصویر
complex image / تصویر
complex image / تصویر
complex image / تصویر
complex image / تصویر

Description of complex

SENTENCE of complex

  • opposite of

  • straightforward

  • سرراست

  • elementary

  • ابتدایی

  • basic

  • پایه ای

  • easy

  • آسان

  • simple

  • ساده

  • facile

  • آسان

  • no-frills

  • بدون زواید

  • rudimentary

  • ابتدایی

  • simplex

  • سیمپلکس

  • uncomplicated

  • بدون عارضه

  • unsophisticated

  • غیر پیچیده

  • clear

  • روشن

  • discernible

  • قابل تشخیص

  • evident

  • مشهود

  • obvious

  • واضح

  • synonyms of

  • complicated

  • بغرنج

  • involved

  • گرفتار

  • intricate

  • پیچیده

  • convoluted

  • پیچیده

  • tangled

  • درهم

  • elaborate

  • دارای جزئیات - بسیط

  • difficult

  • دشوار

  • hard

  • سخت

  • impenetrable

  • غیر قابل نفوذ

  • labyrinthine

  • هزارتویی

  • serpentine

  • مارپیچ

  • sophisticated

  • پیچیده

  • tortuous

  • پر پیچ و خم

  • thorny

  • خاردار

  • fiddly

  • بی حوصله

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی