word - لغت

conclusion || نتیجه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

kənˈkluː.ʒən

UK :

kənˈkluː.ʒən

US :

family - خانواده

[['concluding' 'conclusive' 'inconclusive' 'conclude' 'conclusively' 'inconclusively'] ['نتیجه گیری' 'قطعی' 'بی نتیجه' 'نتیجه گرفتن' 'به طور قطعی' 'بدون قطعیت']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [conclusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conclusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conclusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conclusion] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conclusion] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • پایان


  • بستن

  • ending


    پایان دادن


  • تمام کردن

  • cessation


    توقف

  • closure


    بسته

  • finale


    پایانی

  • halt


    مکث

  • culmination


    اوج گیری

  • denouement


    انصراف

  • discontinuation


    قطع شدن

  • lapse


    سپری شدن

  • shutdown


    خاموش شدن


  • متوقف کردن


  • دستگیری

antonyms - متضاد


  • شروع


  • شروع کنید


  • مقدمه


  • افتتاح

  • commencement


    شروع

  • outset


    ابتدا

  • genesis


    روایت آفرینش در انجیل

  • inception


    شروع

  • nascence


    تولد

  • nascency


    نوپا بودن

  • incipience


    ابتدایی بودن

  • incipiency


    ابتدایی بودن

  • initiation


    شروع

  • kickoff


    شروع


  • راه اندازی