word - لغت

conductors || هادی ها

part of speech - بخش گفتار

N/A || N/A

spell - تلفظ

kənˈdʌk.tər

UK :

kənˈdʌk.tɚ

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [conductors] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • The conductor raised his baton.


    رهبر ارکستر باتومش را بلند کرد.

  • a guest conductor


    یک رهبر مهمان

  • Metal is a good conductor of heat.


    فلز رسانای خوبی برای گرما است.

  • He’s the conductor of the Toronto Symphony.


    او رهبر ارکستر سمفونی تورنتو است.

synonyms - مترادف

  • maestros


    استادان

  • bandleaders


    رهبران گروه

  • directors


    کارگردانان

  • entertainers


    سرگرمی ها

  • performers


    مجریان

  • players


    بازیکنان

  • musicians


    نوازندگان

  • pickers


    جمع کننده ها

  • virtuosos


    هنرپیشه ها

  • minstrels


    مینسترها

  • accompanists


    همراهان

  • artists


    هنرمندان

  • musos


    musos

  • instrumentalists


    نوازندگان ساز

  • soloists


    سولیست ها

  • artistes


    خواننده ها

  • vocalists



    Warning: Undefined array key 16 in /home/iddqdir/public_html/wp-content/themes/hvar_theme/themplates/single.php on line 529

antonyms - متضاد

  • employees


    کارمندان

  • insulators


    عایق ها

  • workers


    کارگران

  • hands


    دست ها

  • laborersUS


    کارگران ایالات متحده

  • labourersUK


    کارگران انگلستان

  • hirelings


    استخدام کنندگان

  • workmen


    پرسنل


  • استخدام می کند

  • employes


    کارکنان

  • staffs


    نمایندگان

  • representatives


    زیر دستان

  • underlings


    صاحبان شغل

  • jobholders


    صنعتگران

  • artisans


    اسب های کار

  • workhorses


    منابع

  • resources


    نیروی کار

  • workforces


    بدن سگ

  • dogsbodies


    رعیت ها

  • serfs


    پرولتاریا

  • proletarians


    زحمتکشان

  • toilers


    سفت ها

  • stiffs


    پیون ها

  • peons


    اعضای کارکنان


  • کارگران یقه سفید

  • white-collar workers


    سربازان پیاده

  • foot soldiers



    Warning: Undefined array key 26 in /home/iddqdir/public_html/wp-content/themes/hvar_theme/themplates/single.php on line 589