word - لغت

confidence || اعتماد به نفس

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

ˈkɒn.fɪ.dəns

UK :

ˈkɑːn.fə.dəns

US :

family - خانواده

[['confidant' 'confidentiality' 'confident' 'confidential' 'confide' 'confidently' 'confidentially'] ['قابل اعتماد' 'محرمانه بودن' 'مطمئن' 'محرمانه' 'رام کن' 'با اطمینان' 'به صورت محرمانه']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [confidence] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confidence] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confidence] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confidence] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [confidence] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

  • self-assurance


    اعتماد به نفس

  • aplomb


    اعتماد به نفس

  • assurance


    اطمینان


  • محکومیت

  • self-confidence


    اعتماد به نفس

  • assuredness


    اطمینان

  • certainty


    یقین - اطمینان - قطعیت


  • شجاعت

  • self-reliance


    خود اتکایی

  • certitude


    اطمینان


  • عصب

  • self-possession


    خود داری

  • assertiveness


    اذعان

  • boldness


    جسارت

  • cocksureness


    اطمينان خاطر

antonyms - متضاد

  • insecurity


    ناامنی


  • شک

  • shyness


    خجالتی بودن

  • incertitude


    عدم اطمینان

  • insecureness


    ناامنی

  • self-consciousness


    خودآگاهی

  • unassertiveness


    بی ادعایی

  • uncertainty


    عدم قطعیت


  • اضطراب

  • fragility


    تردی

  • inhibition


    بازداری

  • nonconfidence


    عدم اعتماد به نفس

  • self-doubt


    شک به خود

  • unconfidence


    عدم اعتماد به نفس

  • vulnerability


    آسیب پذیری