consult

base info - اطلاعات اولیه

consult - مشورت کردن

verb - فعل

/kənˈsʌlt/

UK :

/kənˈsʌlt/

US :

family - خانواده
consultation
مشاوره
consultancy
مشاور
consultant
مشورتی
consulting
---
consultative
---
google image
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [consult] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • If the pain continues, consult your doctor.


    در صورت ادامه درد با پزشک خود مشورت کنید.

  • Have you consulted your lawyer about this?


    آیا در این مورد با وکیل خود مشورت کرده اید؟

  • a consulting engineer (= one who has expert knowledge and gives advice)


    مهندس مشاور (= کسی که دانش تخصصی دارد و مشاوره می دهد)

  • Consult with your physician about possible treatments.


    در مورد درمان های احتمالی با پزشک خود مشورت کنید.

  • You shouldn't have done it without consulting me.


    نباید بدون مشورت با من این کار را می کردی.

  • I expect to be consulted about major issues.


    انتظار دارم در مورد مسائل عمده با من مشورت شود.

  • I need to consult with my colleagues on the proposals.


    من باید در مورد پیشنهادات با همکارانم مشورت کنم.

  • We consulted quite widely before deciding what to do.


    قبل از اینکه تصمیم بگیریم چه کار کنیم، به طور گسترده با هم مشورت کردیم.

  • He consulted the manual.


    او کتابچه راهنما را بررسی کرد.

  • If you're not sure which plug to buy consult the manual.


    اگر مطمئن نیستید کدام دوشاخه را بخرید، به دفترچه راهنما مراجعه کنید.

  • I need to consult my teacher about changing my course.


    برای تغییر رشته باید با استادم مشورت کنم.

  • If the pain persists you should consult your doctor.


    اگر درد ادامه داشت باید با پزشک خود مشورت کنید.

  • We talked on the phone for over an hour.


    بیش از یک ساعت تلفنی صحبت کردیم.

  • Have you discussed the problem with anyone?


    آیا مشکل را با کسی در میان گذاشته اید؟

  • I’ve spoken to the manager about it.


    من با مدیر در مورد آن صحبت کرده ام.

  • ‘Can I speak to Susan?’ ‘Speaking.’ (= at the beginning of a phone conversation)


    «آیا می توانم با سوزان صحبت کنم؟» «صحبت می کنم.» (= در ابتدای مکالمه تلفنی)


  • ما فقط از طریق ایمیل ارتباط برقرار می کنیم.

  • Dolphins use sound to communicate with each other.


    دلفین ها از صدا برای برقراری ارتباط با یکدیگر استفاده می کنند.

  • Politicians will be debating the bill later this week.


    سیاستمداران در اواخر این هفته درباره این لایحه بحث خواهند کرد.

  • You shouldn’t have done it without consulting me.


    شما نباید بدون مشورت با من این کار را می کردید.

  • We are consulting closely with our partners and allies.


    ما در حال رایزنی نزدیک با شرکا و متحدان خود هستیم.

  • They felt they had not been adequately consulted.


    آنها احساس می کردند که به اندازه کافی با آنها مشورت نشده است.

  • If the symptoms get worse, consult your doctor.


    اگر علائم بدتر شد، با پزشک خود مشورت کنید.

  • I'm not quite sure how to get there - I'd better consult a map.


    من کاملاً مطمئن نیستم که چگونه به آنجا برسم - بهتر است با یک نقشه مشورت کنم.

  • Why didn't you consult me about this?


    چرا در این مورد با من مشورت نکردی؟

  • This afternoon the president was consulting with his advisers.


    بعدازظهر امروز رئیس جمهور در حال رایزنی با مشاوران خود بود.

  • If you don’t know the meaning of a word consult a dictionary.


    اگر معنی یک کلمه را نمی دانید، با یک فرهنگ لغت مشورت کنید.

  • The committee will consult people in the neighborhood before making a recommendation.


    کمیته قبل از ارائه توصیه با مردم محله مشورت خواهد کرد.

  • It's just a consultative meeting so nothing will be decided.


    این فقط یک جلسه مشورتی است، بنابراین در مورد چیزی تصمیم گیری نمی شود.

  • Because investors' state and local taxes may be different than the federal taxes described above investors should consult their own tax advisors.


    از آنجا که مالیات های ایالتی و محلی سرمایه گذاران ممکن است با مالیات های فدرال که در بالا توضیح داده شد متفاوت باشد، سرمایه گذاران باید با مشاوران مالیاتی خود مشورت کنند.

  • We consulted the committee's report for advice on how to proceed.


    ما از گزارش کمیته برای مشاوره در مورد نحوه ادامه کار مشورت کردیم.

synonyms - مترادف
  • confer


    اهدا کردن

  • parley


    مذاکره کردن


  • بحث و گفتگو


  • صحبت

  • confabulate


    confabulate

  • powwow


    واو

  • confab


    confab


  • مذاکره کنند

  • palaver


    پالاور

  • counsel


    مشاوره

  • converse


    صحبت کردن

  • deliberate


    حساب شده


  • مناظره


  • توصیه


  • برقراری ارتباط


  • جر و بحث

  • groupthink


    تفکر گروهی

  • huddle


    جمع شدن

  • commune


    کمون

  • collogue


    همکار

  • parlay


    موازی

  • brainstorm


    ایده پردازی


  • صحبت کنید

  • have discussions


    بحث داشته باشند

  • exchange views


    تبادل نظر

  • chew the fat


    چربی را بجوید

  • have a confab


    یک کانفیگ داشته باشید


  • مورد بحث ومذاکره مجدد قرار دادن

  • compare notes


    مقایسه یادداشت ها

  • talk things over


    بوقلمون صحبت کن

  • talk turkey


antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

exclude

لغت پیشنهادی

BME

لغت پیشنهادی

winner