ترجمه
حذف

contain

حاوی

verb

فعل

UK : kənˈteɪn

US : kənˈteɪn

google image of contain

contain image / تصویر
contain image / تصویر
contain image / تصویر
contain image / تصویر
contain image / تصویر

Description of contain

SENTENCE of contain

  • Raw vegetables contain more potassium than cooked ones.

  • سبزیجات خام حاوی پتاسیم بیشتری نسبت به سبزیجات پخته شده هستند.

  • These biscuits contain oats.

  • این بیسکویت ها حاوی جو دوسر هستند.

  • The cupboard contained all kinds of strange things.

  • کمد شامل انواع چیزهای عجیب و غریب بود.

  • The following programme contains scenes that may be disturbing to some viewers.

  • برنامه زیر حاوی صحنه هایی است که ممکن است برای برخی از بینندگان آزاردهنده باشد.

  • The letter contains a number of typing errors.

  • نامه حاوی تعدادی خطای تایپی است.

  • synonyms of

  • include

  • عبارتند از

  • comprise

  • شامل می شود

  • embrace

  • پذیرفتن

  • encompass

  • شامل بودن

  • involve

  • درگیر کردن

  • comprehend

  • درک کردن

  • embody

  • مجسم کردن

  • incorporate

  • گنجاندن

  • carry

  • حمل

  • entail

  • مستلزم

  • muster

  • جمع آوری

  • number

  • عدد

  • subsume

  • زیرمجموعه کردن

  • consist of

  • شامل

  • cover

  • پوشش دادن

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی