word - لغت

contemporary || امروزی

part of speech - بخش گفتار

adjective || صفت

spell - تلفظ

kənˈtem.pər.ər.i

UK :

kənˈtem.pə.rer.i

US :

family - خانواده

[['contemporary'] ['امروزی']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [contemporary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contemporary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contemporary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contemporary] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [contemporary] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف


  • جاری


  • نوین

  • latest


    آخرین

  • newfangled


    نوپا


  • اخیر


  • حاضر

  • extant


    موجود

  • trendy


    مرسوم، مد روز


  • پیشرفته


  • فوری

  • modernisedUK


    مدرنیزاسیون انگلستان

  • modernizedUS


    مدرنیزاسیون ایالات متحده


  • جدید

  • progressive


    ترقی خواه


  • تازه

antonyms - متضاد

  • dated


    تاریخ دار


  • قدیمی

  • old-fashioned


    سبک قدیمی

  • retro


    رترو

  • antiquated


    قدیمی

  • moribund


    در حال مرگ

  • neolithic


    نوسنگی

  • obsolete


    منسوخ شده

  • oldfangled


    قدیمی

  • outdated


    منسوخ شده

  • outmoded


    منسوخ شده

  • passé


    پاس

  • superannuated


    بازنشسته شده

  • antediluvian


    ضد غرق شدن

  • antique


    عتیقه