ترجمه
حذف

convert

تبدیل

verb

فعل

UK : kənˈvɜːt

US : kənˈvɝːt

google image of convert

convert image / تصویر
convert image / تصویر
convert image / تصویر
convert image / تصویر
convert image / تصویر

Description of convert

SENTENCE of convert

  • Those who attempted to convert the heathen were put to death.

  • کسانی که سعی در تغییر دین داشتند به قتل رسیدند.

  • The house. a former barn. has been attractively converted.

  • خانه. انبار سابق به شکل جذابی تبدیل شده است.

  • They bought a converted mews.

  • آنها یک میو تبدیل شده خریدند.

  • Nitrogen is converted into nitrates in the soil which plants can then use.

  • نیتروژن در خاک به نیترات تبدیل می شود که گیاهان می توانند از آن استفاده کنند.

  • You needn`t bother telling us how recycling helps the environment. because you`re preaching to the converted.

  • نیازی نیست به ما بگویید بازیافت چگونه به محیط زیست کمک می کند. زیرا شما به تبدیل شدگان موعظه می کنید.

  • synonyms of

  • transform

  • تبدیل

  • metamorphose

  • مسخ

  • change

  • تغییر دادن

  • transmute

  • تبدیل کردن

  • turn

  • دور زدن

  • transfigure

  • تغییر شکل دادن

  • transmogrify

  • تغییر شکل دادن

  • transpose

  • جابجا کردن

  • alter

  • تغییر دهید

  • translate

  • ترجمه کردن

  • transubstantiate

  • تبدیل کردن

  • alchemize

  • کیمیا کردن

  • permute

  • جایگشت

  • switch

  • تعویض

  • interchange

  • تبادل

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی