word - لغت

court || دادگاه

part of speech - بخش گفتار

noun || اسم

spell - تلفظ

kɔːt

UK :

kɔːrt

US :

family - خانواده

google image

نتیجه جستجوی لغت [court] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [court] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [court] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [court] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [court] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد

  • condemn


    محکوم کردن


  • انکار

  • displease


    نارضایتی

  • disregard


    بی توجهی


  • چشم پوشی

  • neglect


    بی توجهی

  • offend


    توهین کردن


  • رد کردن


  • رد کردن

  • repel


    دفع کردن

  • repulse


    دفع کردن

  • shun


    اجتناب کنید


  • خاموش کردن

  • irritate


    تحریک کردن

  • discourage


    دلسرد کردن