crocodile

base info - اطلاعات اولیه

crocodile - تمساح

noun - اسم

/ˈkrɑːkədaɪl/

UK :

/ˈkrɒkədaɪl/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [crocodile] در گوگل
description - توضیح
  • a large reptile with a long mouth and many sharp teeth that lives in lakes and rivers in hot wet parts of the world


    خزنده ای بزرگ با دهانی دراز و دندان های تیز فراوان که در دریاچه ها و رودخانه ها در مناطق گرم و مرطوب جهان زندگی می کند.

  • the skin of this animal used for making things such as shoes


    از پوست این حیوان برای ساختن وسایلی مانند کفش استفاده می شود

  • a long line of people especially school children, walking in pairs


    صف طولانی مردم، به ویژه بچه های مدرسه ای که دو به دو راه می روند

  • a large reptile with a hard skin that lives in and near rivers and lakes in hot wet parts of the world. It is like an alligator, but it usually has a longer and narrower nose


    خزنده ای بزرگ با پوستی سخت که در داخل و نزدیک رودخانه ها و دریاچه ها در مناطق گرم و مرطوب جهان زندگی می کند. مانند تمساح است، اما معمولا بینی بلندتر و باریک تری دارد

  • a line of people especially children, who are walking in pairs


    یک صف از مردم، به ویژه کودکان، که دو به دو راه می روند

  • a large hard-skinned reptile (= type of animal) with a longer and narrower nose than that of an alligator which lives in and near rivers and lakes in hot wet places


    خزنده بزرگ و سخت پوست (= نوع جانور) با بینی بلندتر و باریک تر از تمساح که در و نزدیک رودخانه ها و دریاچه ها در مکان های گرم و مرطوب زندگی می کند.

  • Typical reptiles include snakes, lizards, tortoises, turtles and crocodiles.


    خزندگان معمولی شامل مارها، مارمولک ها، لاک پشت ها، لاک پشت ها و کروکودیل ها هستند.

  • Even the apparent eating of children provokes a shudder of revulsion, as in the habits of the Nile crocodile.


    حتی خوردن ظاهری کودکان، مانند عادات تمساح نیل، لرزه ای از تنفر برمی انگیزد.

  • It looked like a dragon, or some type of crocodile.


    شبیه اژدها یا نوعی تمساح بود.

  • Some guides and camp managers claim to know safe swimming spots, others say the crocodiles know them too.


    برخی از راهنماها و مدیران کمپ ادعا می کنند که نقاط امن شنا را می شناسند، برخی دیگر می گویند کروکودیل ها نیز آنها را می شناسند.

  • And I don't like life on your crocodile isle.


    و من زندگی در جزیره کروکودیل شما را دوست ندارم.

example - مثال
  • crocodile shoes


    کفش کروکودیل

  • a school crocodile


    یک تمساح مدرسه ای

  • Let’s have no more politicians shedding crocodile tears for the unemployed.


    بیایید دیگر سیاستمدارانی برای بیکاران اشک تمساح نریزند.

  • a crocodile-infested swamp


    یک باتلاق پر از تمساح

synonyms - مترادف
  • croc


    کروک

  • crocodilian


    تمساح

  • Crocodilia


    کروکودیل

  • Crocodylidae


    کروکودیلیدها

antonyms - متضاد

  • بی نظمی

  • disorganisationUK


    سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS


    بی سازمانی ایالات متحده


  • صلح

لغت پیشنهادی

après-ski

لغت پیشنهادی

superpower

لغت پیشنهادی

blues