ترجمه
حذف

dad

بابا

noun

اسم

UK : dæd

US : dæd

google image of dad

dad image / تصویر
dad image / تصویر
dad image / تصویر
dad image / تصویر
dad image / تصویر

Description of dad

  • a father.

  • یک پدر.

  • a father.

  • یک پدر.

SENTENCE of dad

  • opposite of

  • child

  • کودک

  • mother

  • مادر

  • mumUK

  • mumUK

  • offspring

  • فرزندان

  • scion

  • قلمه

  • ma

  • مادر

  • matriarch

  • مادرسالار

  • materfamilias

  • خانواده های مادری

  • stepmother

  • مادر خوانده

  • mommy

  • مامان

  • mama

  • مامان

  • mammy

  • مامان

  • momUS

  • momUS

  • mummy

  • مومیایی

  • mam

  • مامان

  • synonyms of

  • father

  • پدر

  • daddy

  • بابا

  • pop

  • ترکیدن

  • pa

  • pa

  • papa

  • بابا

  • pater

  • پدر

  • poppa

  • پاپا

  • sire

  • آقا

  • patriarch

  • پدرسالار

  • stepfather

  • پدر خوانده

  • begetter

  • بهتر

  • parent

  • والدین

  • paterfamilias

  • خانواده پدری

  • dada

  • دادا

  • daddio

  • بابا

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی