ترجمه
حذف

daughter

فرزند دختر

noun

اسم

UK : ˈdɔː.tər

US : ˈdɑː.t̬ɚ

google image of daughter

daughter image / تصویر
daughter image / تصویر
daughter image / تصویر
daughter image / تصویر
daughter image / تصویر

Description of daughter

SENTENCE of daughter

  • opposite of

  • ancestor

  • جد

  • forbear

  • تحمل کردن

  • forebear

  • پیشین

  • forebearer

  • پیشین

  • forefather

  • پدر

  • foremother

  • مادر پیشین

  • progenitor

  • اجداد

  • forerunner

  • پیشرو

  • predecessor

  • سلف، اسبق، جد

  • primogenitor

  • آغازگر

  • antecedent

  • پیشین

  • ascendant

  • صعودی

  • ascendent

  • صعودی

  • parent

  • والدین

  • precursor

  • پیش ساز

  • synonyms of

  • girl

  • دختر

  • lass

  • دختر

  • descendant

  • نسل

  • offspring

  • فرزندان

  • female child

  • بچه مونث

  • female offspring

  • فرزندان ماده

  • heir

  • واری

  • issue

  • موضوع

  • child

  • کودک

  • successor

  • جانشین

  • progeny

  • نتاج

  • scion

  • قلمه

  • posterity

  • آیندگان

  • son

  • فرزند پسر

  • seed

  • دانه

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی