densely

base info - اطلاعات اولیه

densely - متراکم

adverb - قید

/ˈdensli/

UK :

/ˈdensli/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [densely] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • a densely populated area


    یک منطقه پرجمعیت

  • densely covered/packed


    پوشیده/ بسته بندی متراکم

  • a densely written volume


    یک جلد متراکم نوشته شده

  • England was once a densely wooded country (= a lot of trees grew close together there).


    انگلستان زمانی یک کشور پر درخت بود (= درختان زیادی در آنجا نزدیک به هم رشد می کردند).

  • Mexico City is one of the most densely populated cities in the world (= a lot of people live close together there).


    مکزیکو سیتی یکی از پرجمعیت ترین شهرهای جهان است (= افراد زیادی در آنجا نزدیک به هم زندگی می کنند).

  • His books tend to be densely written (= contain a lot of information and ideas and are difficult to understand).


    کتاب‌های او معمولاً به صورت متراکم نوشته می‌شوند (= حاوی اطلاعات و ایده‌های زیادی هستند و درک آنها دشوار است).

synonyms - مترادف

  • به طرز نزدیک

  • compactly


    فشرده

  • thickly


    ضخیم

  • tightly


    محکم

  • impenetrably


    غیر قابل نفوذ


  • به شدت

  • substantially


    بطور قابل ملاحظه ای

  • concentratedly


    متمرکز

  • opaquely


    غیر شفاف

  • smoggily


    دود آلود

  • murkily


    تیره و تار

  • soupily


    سوپیلی

  • cloudily


    ابری

  • darkly


    تاریک

  • solidly


    شلوغ

  • crowdedly


    به صورت فشرده

  • compressedly


    به طور جدی

  • firmly


    صعب العبور

  • impregnably


    با تندی

  • serriedly


    قوی

  • compactedly


    ناهموار

  • impassably


    عمیقا

  • huskily


    سخت

  • robustly


    به ندرت

  • ruggedly


    تسلیم ناپذیر


  • impermeably


  • imperviously


  • rigidly



  • unyieldingly


antonyms - متضاد
  • lightly


    به آرامی

  • sparsely


    به صورت پراکنده

  • loosely


    آزادانه

  • scatteredly


    بی پرده

  • openly


    به صورت نازک

  • sporadically


  • diffusely


  • thinly


لغت پیشنهادی

fantasies

لغت پیشنهادی

founder

لغت پیشنهادی

built-in