dentist

base info - اطلاعات اولیه

dentist - دندانپزشک

noun - اسم

/ˈdentɪst/

UK :

/ˈdentɪst/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dentist] در گوگل
description - توضیح
  • someone whose job is to treat people’s teeth


    کسی که کارش درمان دندان مردم است

  • someone whose job is to treat people’s teeth


    دندانپزشکی که آموزش های ویژه ای برای جراحی دندان افراد دارد

  • a dentist who has special training to operate on people’s teeth


    دندانپزشکی که دندان ها را در زمانی که به درستی رشد نکرده اند صاف می کند

  • a dentist who makes teeth straight when they have not been growing correctly


    فردی که به طور ویژه برای کمک به دندانپزشک با تمیز کردن دندان ها و ارائه مشاوره در مورد چگونگی حفظ سلامت دندان ها آموزش دیده است

  • someone who is specially trained to help a dentist by cleaning teeth and giving advice about how to keep teeth healthy


    یک دندانپزشک

  • a dentist


    فردی که شغلش درمان دندان مردم است

  • a person whose job is treating people's teeth


    مکانی که دندانپزشک کار خود را انجام می دهد

  • the place where a dentist carries out their job


    فردی که شغلش درمان دندان افراد است

  • a person whose job is treating people’s teeth


    آیا او معتقد است که این سخت گیری باید در مورد وکلا، پزشکان و دندانپزشکان نیز اعمال شود؟

  • Does he believe this stricture should also apply to lawyers, doctors and dentists?


    دندانپزشکان قانونی در صورت یافتن دندان های سالم کمک خواهند کرد.

  • Forensic dentists will assist if intact teeth are found.


    دندانپزشکم به من گفت نباید اینقدر شکلات بخورم.

  • My dentist told me I shouldn't eat so much chocolate.


    در حال حاضر 60 درصد از دندانپزشکان در آکسفوردشایر در مطب خصوصی هستند.

  • Already 60% of dentists in Oxfordshire are in private practise.


    ترس من از دندانپزشک به اولین تجربیات من در دهه بیست برمی گردد.

  • My fear of dentists dates back to my earliest experiences in the twenties.


    من از رفتن به دندانپزشکی متنفرم

  • I hate going to the dentist's.


    امروز بعدازظهر می روم دندانپزشک

  • I'm going to the dentist this afternoon.


    شما باید دو بار در سال به دندانپزشک مراجعه کنید.

  • You should visit the dentist twice a year.


    شما سعی می کنید با این همه دندانپزشک و مردان استخوانی آن را از بین ببرید و طرف او را در رختخواب عوض کنید.

  • You're trying to take it away with all these dentists and bone men and switching her side in bed.


    معلوم شد تاکسی من یک دندانپزشک بیکار است و من نمی توانستم با تشخیص او مخالفت کنم.

  • My cabbie turned out to be an out-of-work dentist, and I couldn't quarrel with his diagnosis.


    در مورد استفاده از نخ دندان از دندانپزشک یا متخصص بهداشت دهان و دندان خود بخواهید.

  • Ask your dentist or dental hygienist for advice on using floss.


    به دندانپزشک خود مراجعه کنید معاینات منظم با دندانپزشک برای همه ضروری است.

  • See your dentist Regular checkups with the dentist are essential for everybody.


example - مثال
  • to see/visit/consult your dentist


    برای دیدن/بازدید/مشاوره با دندانپزشک خود

  • the dentist's chair/drill


    صندلی/دریل دندانپزشکی

  • I hate going to the dentist.


    از رفتن به دندانپزشک متنفرم

  • an appointment at the dentist’s


    یک قرار ملاقات در دندانپزشکی

  • She couldn’t get treatment because she wasn’t registered with the dentist.


    او نتوانست تحت درمان قرار گیرد زیرا در دندانپزشک ثبت نام نکرده بود.

  • You should have your teeth checked by a dentist at least twice a year.


    شما باید حداقل دو بار در سال دندان های خود را توسط دندانپزشک معاینه کنید.

  • I've got to go to the dentist's on Friday.


    جمعه باید برم دندونپزشک

synonyms - مترادف
  • dental surgeon


    جراح دندانپزشک

  • endodontist


    اندودنتیست

  • exodontist


    اگزودنتیست

  • orthodontist


    متخصص ارتودنسی

  • pedodontist


    متخصص اطفال

  • periodontist


    پریودنتیست

  • prosthodontist


    متخصص پروتز دندان

  • dental assistant


    دستیار دندانپزشک

  • dental nurse


    پرستار دندانپزشکی

  • dental technician


    تکنسین دندانپزشکی

  • tooth fairy


    پری دندان

antonyms - متضاد

لغت پیشنهادی

revved

لغت پیشنهادی

testosterone

لغت پیشنهادی

reflection