word - لغت

derive || استخراج

part of speech - بخش گفتار

verb || فعل

spell - تلفظ

dɪˈraɪv

UK :

dɪˈraɪv

US :

family - خانواده

[['derivative'] ['مشتق']]

google image

نتیجه جستجوی لغت [derive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [derive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [derive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [derive] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [derive] در گوگل

description - توضیح

example - مثال

  • The institute derives all its money from foreign investments.


    این موسسه تمام پول خود را از سرمایه گذاری خارجی به دست می آورد.

  • The institute derives all its money from foreign investments.


    این موسسه تمام پول خود را از سرمایه گذاری خارجی به دست می آورد.

synonyms - مترادف

antonyms - متضاد


  • ایجاد کند


  • علت


  • مناسبت

  • engender


    ایجاد کند


  • تولید کردن


  • اثر


  • تولید می کنند


  • شروع کنید

  • provoke


    تحریک

  • initiate


    آغازکردن

  • precipitate


    رسوب می کند

  • trigger


    ماشه

  • foster


    پرورش دادن، پروردن

  • induce


    وادار کردن

  • beget


    به وجود آوردن