dialect

base info - اطلاعات اولیه

dialect - گویش

noun - اسم

/ˈdaɪəlekt/

UK :

/ˈdaɪəlekt/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [dialect] در گوگل
description - توضیح

  • شکلی از زبان که فقط در یک منطقه صحبت می شود، با کلمات یا دستور زبانی که کمی با سایر اشکال همان زبان متفاوت است.

  • a form of a language that people speak in a particular part of a country containing some different words and grammar, etc.


    شکلی از زبان که مردم در یک بخش خاص از یک کشور با آن صحبت می کنند و حاوی کلمات و دستور زبان متفاوت و غیره است.

  • a form of a language that is spoken in a particular part of a country or by a particular group of people and that contains some words, grammar, or pronunciations (= the ways in which words are said) that are different from the forms used in other parts or by other groups


    شکلی از زبان که در یک بخش خاص از یک کشور یا توسط گروه خاصی از مردم صحبت می شود و حاوی کلمات، دستور زبان یا تلفظ (= شیوه های بیان کلمات) است که با اشکال استفاده شده در آن متفاوت است. قسمت های دیگر یا توسط گروه های دیگر

  • He spoke a dialect of French that I found hard to understand.


    او به لهجه ای از زبان فرانسه صحبت می کرد که درک آن برای من سخت بود.

  • a dialect of Arabic


    یک گویش عربی

  • A dialect is a form of a language and every form of any language is a dialect of it.


    گویش نوعی زبان است و هر شکلی از هر زبانی گویش آن است.

  • But Wordsworth does not use any dialect expression so that this difficulty need not be exaggerated.


    اما وردزورث از هیچ عبارت لهجه ای استفاده نمی کند، به طوری که این دشواری نیازی به اغراق ندارد.

  • But dialect features are not errors in this sense at all but are characteristics of a pupil's native language.


    اما ویژگی‌های گویش اصلاً از این نظر خطا نیستند، بلکه ویژگی‌های زبان مادری دانش‌آموز هستند.

  • Warning: Viewers may have trouble understanding some characters' dialects.


    هشدار: بینندگان ممکن است در درک لهجه برخی از شخصیت ها مشکل داشته باشند.

  • At home they speak in dialect.


    در خانه به لهجه صحبت می کنند.

  • Many of the campesinos were illiterate; some spoke only their local dialects.


    بسیاری از کمپزینوها بی سواد بودند. برخی فقط به لهجه های محلی خود صحبت می کردند.

  • Nowt is a northern dialect word meaning nothing.


    Nowt یک کلمه گویش شمالی به معنای هیچ است.


  • ترکیب فوق العاده شادی از لهجه های شمالی داری!

  • Such a personal dialect or variety is usually termed an idiolect.


    چنین گویش یا تنوع شخصی معمولاً اصطلاحاً اصیل نامیده می شود.

  • Information was clearly presented, including the follow-up procedures, with translation into the patient's dialect when necessary.


    اطلاعات به وضوح ارائه شد، از جمله روش های پیگیری، با ترجمه به گویش بیمار در صورت لزوم.

  • In this region the dialect sounds a lot like German.


    در این منطقه، این گویش بسیار شبیه آلمانی است.

  • In some Yorkshire dialects, people say spice instead of sweets or candy.


    در برخی از گویش های یورکشایر، مردم به جای «شیرینی» یا «آب نبات» «ادویه» می گویند.

example - مثال
  • the Yorkshire dialect


    گویش یورکشایر

  • dialect words/expressions


    کلمات/عبارات گویش

  • All languages and dialects change over time.


    همه زبان ها و گویش ها در طول زمان تغییر می کنند.

  • She spoke in broad Yorkshire dialect.


    او به گویش گسترده یورکشایر صحبت می کرد.

  • The poet uses a variety of Scots dialect words and expressions.


    شاعر از انواع واژگان و اصطلاحات گویش اسکاتلندی استفاده می کند.

  • a regional dialect


    یک گویش منطقه ای

  • The poem is written in northern dialect.


    شعر به گویش شمالی سروده شده است.

synonyms - مترادف

  • زبان

  • lingo


    زبان انگلیسی

  • jargon


    اصطلاحات تخصصی

  • patois


    پتویس

  • vocabulary


    واژگان

  • vernacular


    زبان عامیانه

  • argot


    آرگوت

  • cant


    نمی تونم

  • idiom


    اصطلاح


  • سخن، گفتار

  • patter


    نوازش کردن

  • slang


    واژه شناسی

  • terminology


    بحث مغازه

  • parlance


    جان دادن


  • فروشگاه

  • shoptalk


    سفیه

  • jive


    صحبت


  • لهجه

  • idiolect


    بومی گرایی


  • ولایت گرایی

  • accent


    پیجین

  • localism


    منطقه گرایی

  • provincialism


    تلفظ

  • pidgin


    بومی گرایی ها

  • regionalism


    استان گرایی ها

  • pronunciation


    منطقه گرایی ها

  • localisms


    بروگ

  • provincialisms


    acrolect

  • regionalisms


  • brogue


  • acrolect


antonyms - متضاد

  • استاندارد


  • سکوت


  • ساکت

  • listening


    استماع


  • احساس، مفهوم

لغت پیشنهادی

recuperating

لغت پیشنهادی

harmless

لغت پیشنهادی

steele