ترجمه
حذف

dinner

شام

noun

اسم

UK : ˈdɪn.ər

US : ˈdɪn.ɚ

google image of dinner

dinner image / تصویر
dinner image / تصویر
dinner image / تصویر
dinner image / تصویر
dinner image / تصویر

Description of dinner

SENTENCE of dinner

  • opposite of

  • fast

  • سریع

  • snack

  • خوراک مختصر

  • chore

  • کارهای عادی و روزمره

  • task

  • وظیفه

  • work

  • کار

  • synonyms of

  • spread

  • انتشار دادن

  • banquet

  • ضیافت

  • repast

  • دوباره پس دادن

  • feast

  • جشن

  • blowout

  • فوران

  • meal

  • وعده غذایی

  • feed

  • خوراک

  • regale

  • سلطنتی

  • binge

  • پرخوری

  • refection

  • انعکاس

  • scoff

  • تمسخر

  • hakari

  • هاکاری

  • chow

  • غذا خوردن

  • collation

  • تطبیق

  • tea

  • چای

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی