discards
discards - دور می اندازد
N/A - N/A
UK :
US :
برای اینکه چیزی را دور بیندازید یا از شر آن خلاص شوید زیرا دیگر آن را نمی خواهید یا نیاز ندارید
برای خلاص شدن از شر کارتی که در حین بازی با ورق در دست دارید
در بازی با ورق، کارتی که از شر آن خلاص شده اید
دور انداختن یا خلاص شدن از شر چیزی چون دیگر آن را نمی خواهید
ظروف غذا و بطری های دور ریخته شده در خیابان ها پر شده بود.
خربزه را از وسط نصف کنید و دانه ها را دور بریزید.
او از چیزهایی که مردم دور می اندازند اسباب بازی می سازد.
keeps
نگه می دارد
saves
ذخیره می کند
stores
مغازه ها
retains
حفظ می کند
stows
انبار می کند
reposits
ذخایر
reserves
جمع می کند
amasses
انبوه
heaps
انبارها
hoards
جمع آوری می کند
collects
حافظه های پنهان
withholds
قفسه ها
caches
پنهان می کند
shelves
انباشته می شود
stashes
مالکیت را حفظ می کند
accumulates
آویزان است
retains possession of
فایل های دور
stashs away
خانه ها
hangs onto
کنار می گذارد
holds onto
صرفه جویی می کند
files away
houses
puts aside
puts away
saves up
sets aside
