ترجمه
حذف

discipline

انضباط

noun

اسم

UK : ˈdɪs.ə.plɪn

US : ˈdɪs.ə.plɪn

google image of discipline

discipline image / تصویر
discipline image / تصویر
discipline image / تصویر
discipline image / تصویر
discipline image / تصویر

Description of discipline

SENTENCE of discipline

  • In some of these schools. army-style drills are used to instil a sense of discipline.

  • در برخی از این مدارس تمرینات به سبک ارتش برای القای حس نظم و انضباط استفاده می شود.

  • The new teacher had failed to enforce any sort of discipline.

  • معلم جدید در اجرای هر نوع نظم و انضباط شکست خورده بود.

  • Problems arise if the parents` approach to discipline is inconsistent.

  • اگر رویکرد والدین نسبت به نظم و انضباط متناقض باشد، مشکلات به وجود می آید.

  • He`s always harping on about lack of discipline.

  • او همیشه در مورد عدم نظم و انضباط حرف می زند.

  • Several of the teachers were ineffectual at maintaining discipline.

  • تعدادی از معلمان در حفظ نظم و انضباط بی تأثیر بودند.

  • opposite of

  • unruliness

  • بی نظمی

  • unconstraint

  • بدون محدودیت

  • chaos

  • آشوب

  • disorder

  • بی نظمی

  • uninhibitedness

  • مهارناپذیری

  • unrestraint

  • بی بند و باری

  • disinhibition

  • بازدارندگی

  • disorganisationUK

  • سازماندهی بریتانیا

  • disorganizationUS

  • بی سازمانی ایالات متحده

  • incontinence

  • بی اختیاری

  • permissiveness

  • سهل انگاری

  • neglect

  • بی توجهی

  • negligence

  • غفلت

  • expression

  • اصطلاح

  • ignorance

  • جهل

 

خوش امدید

به دلیل عوض شدن ادرس سایت لطفا از ادرس  ” wikitory.ir ”  وارد سایت شوید .

با تشکر . تیم پشتیبانی