discontent

base info - اطلاعات اولیه

discontent - نارضایتی

noun - اسم

/ˌdɪskənˈtent/

UK :

/ˌdɪskənˈtent/

US :

family - خانواده
google image
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
نتیجه جستجوی لغت [discontent] در گوگل
description - توضیح
example - مثال
  • There is widespread discontent among the staff at the proposed changes to pay and conditions.


    نارضایتی گسترده ای در میان کارکنان از تغییرات پیشنهادی در پرداخت و شرایط وجود دارد.

  • There are a wide variety of popular discontents which need discussing.


    طیف گسترده ای از نارضایتی های رایج وجود دارد که نیاز به بحث دارند.

  • Overcrowded conditions fuelled discontent and facilitated the spread of radical ideas.


    شرایط شلوغ، نارضایتی را برانگیخت و گسترش افکار رادیکال را تسهیل کرد.

  • Overcrowded conditions will only fuel discontent among prisoners.


    شرایط شلوغ تنها باعث افزایش نارضایتی زندانیان می شود.

  • Public discontent with the economy remained at a high level.


    نارضایتی عمومی از اقتصاد در سطح بالایی باقی ماند.

  • The country was seething with discontent and the threat of revolution was real.


    کشور از نارضایتی جوشیده بود و تهدید انقلاب واقعی بود.

  • The higher tax provoked widespread discontent among the poor.


    مالیات بالاتر نارضایتی گسترده ای را در میان فقرا برانگیخت.

  • The peasants expressed their discontent.


    دهقانان نارضایتی خود را ابراز کردند.

  • The reforms failed to stem social discontent.


    اصلاحات نتوانست نارضایتی اجتماعی را مهار کند.

  • There were reports of growing discontent within the army.


    گزارش هایی از افزایش نارضایتی در ارتش وجود دارد.

  • discontent among students about the lack of funding for education


    نارضایتی دانش آموزان از کمبود بودجه برای آموزش

  • growing discontent with the government


    افزایش نارضایتی از دولت

  • the discontent that many people felt


    نارضایتی که بسیاری از مردم احساس کردند

  • Discontent among junior ranks was rapidly spreading.


    نارضایتی در میان رده های پایین تر به سرعت در حال گسترش بود.

  • There was widespread discontent at/about/over/with the plan.


    نارضایتی گسترده ای در مورد/درباره/بیشتر/با این طرح وجود داشت.

  • Mexican-American leaders expressed discontent with the administration.


    رهبران مکزیکی-آمریکایی از دولت ابراز نارضایتی کردند.

  • Discontented with her job Cassandra often talked of leaving.


    کاساندرا که از شغل خود ناراضی بود، اغلب از ترک صحبت می کرد.

synonyms - مترادف
  • dissatisfaction


    نارضایتی

  • displeasure


    ناراحتی

  • disgruntlement


    مزاحمت

  • unhappiness


    تحریک

  • discontentment


    رنجش

  • annoyance


    نا امیدی

  • irritation


    پشیمان شدن. پشیمانی

  • resentment


    بی قراری

  • chagrin


    حسادت

  • discontentedness


    شکایات

  • vexation


    بی تابی


  • نا آرام

  • disquiet


    انزجار

  • uneasiness


    افسردگی

  • regret


    تاریکی

  • disaffection


    غمگینی

  • fretfulness


    احساس بد

  • restlessness


    تراشه روی شانه شما

  • envy


    عصبانیت

  • grievances


    خشم

  • impatience


  • unease


  • unrest


  • pique



  • gloominess


  • sadness


  • bad feelings



  • exasperation



antonyms - متضاد
  • contentment


    قناعت


  • رضایت

  • contentedness


    لذت


  • آرام

  • calm


    سهولت

  • easiness


    شادی

  • happiness


    صبر

  • patience


    لذت بسیار

  • delight


    لذت بردن

  • gratification


    راحتی

  • enjoyment


    تحقق انگلستان

  • gladness


    محتوا


  • دلپذیری

  • fulfilmentUK


    آرامش


  • نشاط

  • delectation


    آرامش انگلستان

  • relish


    تحقق ایالات متحده

  • serenity


    آرامش ایالات متحده

  • cheerfulness


    صلح


  • پر شدن

  • tranquillityUK


    از خود راضی بودن

  • fulfillmentUS


    تندرستی

  • tranquilityUS


  • restfulness



  • placidity


  • equanimity


  • repletion


  • complacency


  • placidness


  • well-being


لغت پیشنهادی

fer

لغت پیشنهادی

electronics

لغت پیشنهادی

skepticism